خواننده سرشناس موسیقی پاپ که مسافرکشی می کرد

[ad_1]

محمد اصفهانی ، گفت: یک زمانی فقط قرآن می‌خواندم، پیکانی هم داشتم که هر موقع وقت می‌شد با آن مسافرکشی می‌کردم

به گزارش «دیارباران» محمد اصفهانی درباره سال‌های ابتدایی پیروزی انقلاب اظهار کرد: پدرم سال ۵۹ از دنیا رفتند و مادرم ستادی برای کمک رسانی به جبهه را در مطب پدرم راه انداخته بودند و نمی‌توانستیم آنجا را اجاره بدهیم. من هم دنبال کسب درآمد بودم و نویسنده رادیو شدم. آن موقع فقط قرآن می‌خواندم. پیکانی هم داشتم که هر موقع وقت می‌شد با آن مسافرکشی می‌کردم.

سیدعلی ضیاء مجری برنامه فرمول یک میزبان محمد اصفهانی در سالروز تولدش همراه با فرزندان این خواننده سرشناس بود. در این برنامه محمد اصفهانی از علاقه خود به صدای استاد شجریان و موفقیت محسن چاوشی گفت. اصفهانی در ابتدای گفتگو بیان کرد: امروز وارد ۵۱ سالگی می‌شوم و از همه مردمی که در اینستاگرام، تلگرام یا ایمیل تولدم را تبریک گفته‌اندتشکر می‌کنم.
وی در این باره که هم تحصیلات دانشگاهی دارد و هم کار هنری را پیگیری می‌کند، گفت: کار هنری، بگیر و نگیر دارد و با شانس و اقبال یا بخت طرف ارتباط دارد. خیلی‌ها از نظر هنری صدای خیلی خوبی داشته‌اند اما کارشان نگرفته و برعکس خیلی‌ها از هوش خوبی برخوردار بودند و صدای خوبی نداشتند اما موفق شدند. برای همین به کسانی که از من مشورت می‌خواهند می‌گویم شما ابتدا درستان را بخوانید و کاری دست و پا کنید و در کنارش به هنر بپردازید، تا اگر موفق نشدید، لااقل پشتوانه مالی داشته باشید.

برای شنیدن صدای پدربزرگم از همه جای اصفهان می‌آمدند
خواننده تیتراژ سریال «نفس» در پاسخ به اینکه آیا صدای خوب ارثی است، اظهار کرد: پدرم صدای خوبی داشته اما نمی‌خوانده و می‌گفته من یک پزشکم. پدربزرگم نیز در اصفهان معروف بوده و صدای خوبی داشته است. منتها چون روحانی بوده، فقط در مراثی ائمه می‌خوانده است اما صدایش آنقدر خوب بوده که از اقصی نقاط اصفهان برای شنیدن صدایش به مسجد می‌آمدند.
اصفهانی درباره دوران تحصیلاتش افزود: سال ۵۱ به کلاس اول رفتم. آن زمان دو مدرسه البرز و علوی در تهران معروف بودند. زنده یاد افشین یداللهی به مدرسه البرز می‌رفت. علوی هم معروف بود اما جنبه مذهبی هم داشت و خانواده‌ام مرا به این مدرسه فرستادند.

به مادرم قول دادم در مسیر درستی بروم
وی با بیان اینکه پدربزرگ مادری من مرحوم وحید دستگردی است، ادامه داد: شاعر معروفی که دیوان‌های قدیمی را جمع آوری کرده است و فعالیت موسیقایی نیز داشته، ضمن اینکه روحانی بوده است. بسیاری از نوازندگان و هنرمندان به خانه او رفت و آمد داشته‌اند. مادر من که کودک بوده، با مشکلات برخی از این افراد از جمله اعتیاد و… آشنا بوده و با این پیش زمینه نگران بود من هم در مسیر نادرستی بیفتم. اما از من قول گرفت من در مسیر درستی بروم و شعرهای خوبی بخوانم، فریدون شهبازیان هم سفارشم کرد، مادر اجازه دادند.

به صدای استاد شجریان و ایرج علاقه دارم
اصفهانی در پاسخ به اینکه در ماشین به چه موسیقی گوش می‌دهد، تأکید کرد: حالا در ماشین چیزی گوش نمی‌دهم و فصل سکوت است. صدای آقای شجریان و ایرج (حسین خواجه امیری) جزو علاقمندی‌های من است و می‌خواهم از آن‌ها یاد بگیرم، بنابراین صدایشان را گوش می‌دهم. البته همه مدل صدایی را برای آنالیز گوش می‌دهم و آنقدر که کارهای مختلف را می‌شنوم آستانه لذتم بالا است، سختگیرم و به راحتی از کاری لذت نمی‌برم.

برای تیتراژ سریال «پریا» از خواجه امیری تشکر کردم
خواننده آلبوم «نون و دلقک» در پاسخ به اینکه آخرین آهنگی که به دلش نشسته چه کاری بوده، گفت: تیتراژ سریال «پریا» را که با صدای احسان خواجه امیری و آهنگسازی مهرداد نصرتی می‌شنیدم خیلی لذت بردم و با او که در آمریکا کنسرت داشت، تلگرامی ارتباط گرفتم و خیلی تشکر کردم.

نظر محمد اصفهانی درباره آقای خاص
او در بخشی از برنامه درباره اسامی برخی هم صنفانش که ضیاء از آن‌ها نام برد، در مورد افراد مختلفی از جمله محسن چاوشی اظهار نظر کرد. محسن چاوشی هنرمندی است که اکثر طرفدارانش او را با عنوان «آقای خاص» می‌شناسند. او درباره محسن چاوشی گفت: همین چیزی که معروف است، آقای خاص (محسن چاوشی)، موفق هم هست.
سیروان خسروی: یکی از بهترین تنظیم کننده‌های موسیقی ایران که رگ خواب طرفدارانش را به دست آورده و موفق است.
بنیامین بهادری: از دوستان خوب من که با هم مسافرت رفتیم و کنسرت دادیم. با ذوق و موفق است.
صمیمی‌ترین دوست اصفهانی در بین خواننده‌ها
علیرضا عصار: دوست عزیز و قدیمی من است و بین خواننده‌ها نزدیک‌ترین آدمی که می‌توانم نام ببرم او است.
حامد همایون: جدیدا وارد این کار شده و خوب هم درخشیده و یکی از کارهای خوب او، انتخاب اشعار حساب شده مثبت در روزگاری است که افسردگی بر همه چیز می‌چربد.
در این بخش از برنامه، سه فرزند اصفهانی به استودیو آمدند و او درباره‌شان گفت: ان شاءالله سه فرزندم از نظر علمی عاقبت بخیر شوند، هر سه بچه‌های خوبی هستند و از آن‌ها خیلی راضی هستم.

اصفهانی هم از آن پدرهایی است که کولر را خاموش می‌کند!
محمدامین اصفهانی در پاسخ به این سوال ضیاء که آیا اصفهانی از آن پدرهایی است که کولر را خاموش می‌کند، بیان کرد: پدر من هم کولر را خاموش می‌کند! البته به خاطر صدایش.
در ادامه فرزندان این خواننده در این باره که به صدای کدام خواننده‌ها علاقمند هستند سخن گفتند و اصفهانی در این زمینه گفت: من دخالتی در سلیقه موسیقایی فرزندانم نداشته‌ام، مریم در روزهای سختی که من دانشجو بودم و مسافرکشی می‌کردم، همدمم بود.

در رادیو بودم و مسافرکشی هم می‌کردم
وی درباره سال‌های ابتدایی پیروزی انقلاب اظهار کرد: پدرم سال ۵۹ از دنیا رفتند و مادرم ستادی برای کمک رسانی به جبهه را در مطب پدرم راه انداخته بودند و نمی‌توانستیم آنجا را اجاره بدهیم. من هم دنبال کسب درآمد بودم و نویسنده رادیو شدم. آن موقع فقط قرآن می‌خواندم. پیکانی هم داشتم که هر موقع وقت می‌شد با آن مسافرکشی می‌کردم و پول خردهای حاصل را به بقال محل می‌دادم که به من اسکانس بدهم.
اصفهانی درباره تغییر نام خانوادگی‌اش توضیح داد: فامیلی پدربزرگم واعظ اصفهانی بود، پدرم از فامیلی واعظی استفاده می‌کرد و من دوباره بخش اصفهانی را به عنوان نام خانوادگی استفاده کردم.
در ادامه برنامه مهدی یغمایی خواننده به جمع اضافه شد و به صورت زنده قطعه «تو رفتی» اصفهانی را خواند و وی در واکنش گفت: مهدی جان هر کاری بخواند خوب می‌خواند. این کار را که خودش ساخته است و وقتی بهروز صفاریان کار را برایم فرستاد که با ملودی‌اش آشنا شوم و بعد با روزبه بمانی کار را جلو ببریم. وقتی فایل را گوش دادم متوجه شدم با صدای یغمایی ضبط شده و چقدر هم خوب کار را خوانده، به بهروز گفتم مهدی خیلی خوب کار را خوانده، خب بگو خودش این کار را بخواند، من دیگر چکار کنم!؟
در بخش پایانی برنامه، کیک ویژه‌ای که «فرمول یکی»‌ها برای اصفهانی سفارش داده بودند، آورده شد و قبل از بریدن کیک فرزندان او برایش آرزو کردند.

آرزو می‌کنم صدای پدرم جاودان باشد
محمدامین گفت: بچه که بودم به نصیحت‌های پدرم گوش نمی‌دادم اما حالا که وارد کار بازاریابی شبکه‌ای شده‌ام، می‌فهمم پدرم چقدر درست حرف می‌زده و چه انسان بزرگی است. آرزو می‌کنم صدایش جاودان باشد.
مهدیس نیز گفت: هر پیشرفتی داشته‌ام به خاطر پدرم بوده و آرزو دارم هر آرزویی دارد برآورده شود چون اگر نبود من به این پیشرفت‌ها نمی‌رسیدم.
مریم دختر بزرگ اصفهانی بیان کرد: آرزو می‌کنم سایه پدر تا ۶۰، ۷۰ سال آینده بالای سر ما باشد و همانطور که همیشه ما به او افتخار کرده‌ایم، روزی برسد که او به من افتخار کند.
مهدی یغمایی هم اظهار کرد: برای این گوهر نایاب آرزوی سلامتی دارم و امیدوارم پرکار‌تر باشد.
اصفهانی در پاسخ گفت: یغمایی پدری دارد که نمونه است و نفس حقی دارد، خدا پدرش را حفظ کند. امثال یغمایی نباید اینقدر کم کار باشد.
خدایا چنان کن سرانجام کار، تو خشنود باشی و ما رستگار
او برای خودش هم اینگونه آرزو کرد: خدایا چنان کن سرانجام کار، تو خشنود باشی و ما رستگار.

برای ورود به کانال تلگرام ما کلیک کنید

[ad_2]

لینک منبع

ماجرای اعتراض به بیسکویت‌های وارداتی در اتاق بازرگانی/ گریه مظلومانه دختربچه برای بیکاری پدرش دلم را آتش زد

[ad_1]

عضو هیأت نمایندگان اتاق بازرگانی با اشاره به کاهش تعداد کارگران کارخانه‌اش از ۱۲۰۰ نفر در سال ۹۲ به ۱۰۰ نفر، گفت: گریه‌های دختربچه ۹ ساله برای بازگرداندن پدرش به سر کار و وجود انواع کالاهای خارجی مشابه در بازار من را وادار به اعتراض کرد.

به گزارش «دیارباران»، روز یکشنبه یازدهم تیرماه یکی از اعضای هیات نمایندگان اتاق ایران به نام خدا‌شکر کاظمی در جلسه هیات نمایندگان این اتاق با نشان دادن تعدادی بیسکویت با برندهای مختلف به حاضرین در جلسه نسبت به واردات بی‌رویه کالا و به خصوص کالاهایی که مشابه آن در داخل تولید می‌شود به دولت و وزارتخانه‌های صادرکننده مجوز واردات آن اقلام اعتراض کرد.

وی در این اعتراض بیان داشت: صدور مجوز برای واردات کالاهای خارجی که مشابه آن در داخل تولید می‌شود منجر به بیکاری جوانان و هموطنانمان می‌شود.

خدا شکر کاظمی عضو اتاق بازرگانی کاشان در رابطه با انگیزه خود از این اقدام گفت: دو روز پیش از برگزاری جلسه هیات نمایندگان اتاق ایران در منزل نشسته بودم که موبایلم زنگ خورد.

وی بیان داشت: پس از پاسخگویی به تلفن متوجه شدم که خانمی گریان پشت خط است، که به من گفت مدیر کارخانه شما همسرم را کارگرتان بوده از کارخانه اخراج کرده است.

این تولید‌کننده بیان داشت: همان لحظه دختربچه‌ای که صدایش نشان می‌داد که هشت، نه ساله باشد تلفن را از مادرش گرفت و من را به حضرت زهرا (س) قسم داد که بابای من را از کارخانه‌ات بیرون نکن، ما مستاجر هستیم و اگر شما بابای من را از کارخانه اخراج کنی نمی‌توانیم اجاره ۹۰ هزار تومانی‌مان را پرداخت کنیم و صاحب‌خانه هم ما را از خانه‌اش بیرون می‌کند.

کاظمی با بیان اینکه در این لحظه اشک از چشمانم سرازیر شد و پیراهن به دلیل گریه کاملا خیس شد، بیان داشت: این موضوع بسیار من را متأثر کرد و به خودم گفتم آیا این دختر بچه‌ و امثال این دختر بچه که به لحاظ مالی جزء طبقات پایین جامعه  هستند نباید راحت زندگی کنند و فقط دختران و فرزندان BMW سوار باید خوب زندگی کنند و کفش یک میلیون تومانی بپوشند؟

عضو هیات نمایندگان اتاق بازرگانی کاشان گفت: بعد‌ازظهر همان روز برای خرید مایحتاج منزل به سوپرمارکت مراجعه کردم در حالی که مشغول برداشتن کالاهای مورد نیازم از قفسه‌های موجود در سوپرمارکت بودم، چشمم به انواع بیسکویت‌های وارداتی و خارجی افتاد.

وی گفت: جالب اینجاست که انواع بیسکویت آلمانی و چیپس بلژیکی در این سوپرمارکت مشاهده می‌شد و این موضوع من را به فکر برد که چرا در حالی که امکان تولید چنین کالاهایی در کشور وجود دارد وزارت‌خانه‌های مربوطه و سازمان غذا و دارو مجوز واردات صادر می‌کند.

کاظمی با تأکید بر اینکه از نظر تولید اقلام خوراکی در کشور مشکلی وجود ندارد و از کیفیت تولیدات بسیار بالایی در این زمینه برخوردار هستیم، گفت: با توجه به کیفیت بسیار خوب بیسکویت ایرانی حتی این کالا صادر می‌شود.

این تولید‌کننده با بیان اینکه اگر بخواهیم قطعات صنعتی از کشورهای اروپایی و آلمانی وارد کنیم تحریم هستیم و این کشورها به ما قطعات صنعتی نمی‌دهند، گفت: نمی‌دانم چرا برای واردات بیسکویت تحریم نیستیم!؟ 

وی با بیان اینکه استدلال برخی برای صدور مجوز واردات برای کالاهای خارجی ایجاد رقابت است، گفت: وقتی در داخل کشور یک کالا توسط چندین کارخانه تولید می‌شود چه نیازی به رقابت با خارجی‌ها است؟ خود داخلی‌ها با هم رقابت کنند. ورود کالا برای رقابت وقتی معنا می‌دهد که یک یا دو تولید‌کننده داخلی وجود داشته باشد.

کاظمی بیان داشت: روزی برای رفتن به مکانی یک اسنپ گرفتم و جوان راننده به من گفت که فوق‌لیسانس مکانیک دارد اما برای امرار معاش به این کار مشغول است.

این تولید‌کننده قالب‌های بتنی گفت: کارخانه خود را در سال ۶۸ با ۲۵ کارگر تاسیس کردم و تا سال ۹۲ حدود ۱۲۰۰ کارگر داشتم اما از سال ۹۲ تاکنون تعداد کارگر‌هایم را به ۱۲۰ نفر کاهش داده‌ام و با وضعیتی که دارم احتمالا کارخانه را تا یک ماه دیگر تعطیل کنم.

عضو هیئت نمایندگان اتاق بازرگانی کاشان بیان داشت: کارهای عمرانی خوابیده است و دولت برای عمران بودجه نداده و مسکن در رکود است و بدین ترتیب تولیدات بخش‌های عمرانی و ساخت و ساز  هم کاهش یافته است.

کاظمی با بیان اینکه سال ۶۷ اولین کارخانه تولید قالب بتنی را در کشور تأسیس کرد بیان داشت: پس از تأسیس کارخانه‌ام، کارگرهایی که در این کارخانه شاغل بودند کارخانه‌های مشابهی تأسیس کردند اما همه آنها الان تعطیل شده‌اند و با تعطیلی کارخانه من هم اخرین کارخانه تولیدات قالب‌های بتنی در ایران هم تعطیل می‌شود.

وی افزود: البته مسئله واردات هم در کاهش تعداد کارگران و تعطیلی کارخانه‌های مشابه بی‌تأثیر نبوده است.

این تولید‌کننده با بیان اینکه دولت برای تولید‌کننده‌ها کاری نکند و فقط آن‌ها را راحت بگذارد گفت: براساس قانون هر ۶ ماه یکبار تأمین اجتماعی می‌تواند دفاتر و قراردادهای بنگاه‌های تولیدی را بازرسی کند که البته تا چندی پیش تأمین اجتماعی بازرسی ۱۰ ساله انجام می‌داد که بالاخره پس از تلاش بخش خصوصی بازرسی‌های تأمین اجتماعی یک ساله شد.

وی افزود: در سال ۹۲ مأموران تأمین اجتماعی به برای بازرسی واحد تولیدی‌ام مراجعه کردند که طی این بازرسی مکلف به پرداخت یک میلیارد و ۳۰۰ میلیون تومان شدم.

کاظمی بیان داشت: این در حالی است که طی این بازرسی و براساس قراردادها و سایر موارد باید حدود ۴۰ میلیون تومان برای پرداخت به تأمین اجتماعی منظور می‌گردید.

این تولید‌کننده با بیان اینکه نسبت به این موضوع اعتراضم را به مأموران تأمین اجتماعی بیان کردم، گفت: بعد از چند روز فردی به من زنگ زد و گفت که اگر ۱۰ درصد یک میلیارد و ۳۰۰ میلیون تومان را به آنها پرداخت کنم رقم مفاصا حساب تأمین اجتماعی من را کاهش می‌دهند.

وی افزود: گاهی برخی مشکلات دولتی برای تولید‌کنندگان توسط کارمندان دولتی ایجاد می‌شود.

عضو هیات نمایندگان اتاق در مورد سرنوشت کارگر اخراجی‌اش هم گفت: وی را به کارخانه و سرکارش برگردانده‌ام و فعلا مشکل این فرد حل شده است ولی چگونه باید مشکل سایر کارگرانی که وضعیت مشابه این فرد را دارند حل کرد؟

این تولید‌کننده بیان داشت: ضمنا با شرایط و وضعیت نابسامان تولید امیدی به ادامه حیات کارخانه‌ام نیست و شرایط به سمت تعطیلی آن پیش می‌رود.

 

برای ورود به کانال تلگرام ما کلیک کنید

[ad_2]

لینک منبع